تبليغاتX
توحید و آزادی
 
وبلاگ تحلیلی- نظری در راستای آزادی و مردمسالاری و کثرتگرایی
 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

جنگ قدرت یا جنگ سرقت؟! آیا نظام ولایت مطلقۀ آخوندی تبدیل به نظام ولایت مطلقۀ پاسداران میشود؟!

افشاگری مُستند عباس پالیزدار بعنوان دبیر هیئت تحقیق و تفحص قوۀ قضائیه در نظام ولایت مطلقه، علیه آخوندهای «درجه اول» نظام شرک و استبداد و مادیت ولایت مطلقه، در تاریخ سیاه و ننگین این نظام استبدادی – آخوندی امری بی سابقه است، و این افشاء گری، که صــاحب آن نیز بدان پرداخته است، به دنبال «یک دورۀ طولانی» از فساد و ثروت اندوزی و سرقت انبوه صورت گرفته است، و مثل اینکه بصورت خودمانی! و بدون بیرون دادن این مسائل به خارج از دایرۀ استبدادی، قابل حل نبوده است، و به اصطلاح آب به «استخوانشان» رسیده است. اما این قدم اول است، لکن بعد از این: اگر این افشاگری، آخــوندهای سارق و افشاء شده را به سازش و تسلیم بکشاند، این افشاگری سر از استنباط شخصی!! و سوء تفاهم!! و غیره در می آورد، اما اگر آخوندهای سارق و افشاء شده بخواهند مقابله به مثل نمایند و آنها نیز دست به افشاگری روی سارقان مقابل بزنند، بازار افشاگری بیشتر گرم خواهد شد و این امر می تواند عواقب مرگباری برای نظام ولایت مطلقه به بار آورد. البته ممکن است نظام ولایت مطلقۀ آخــوندی در پی پوست اندازی و حـذف و کنار زدن آخــوندهای ثـروتمند و پر نفـوذ باشد، که طبعا مزاحم خامنه ای بحساب می آیند، و در نتیجه نظام ولایت مطلقۀ خمینی – آخوندی، به نظام «ولایت مطلقۀ پاسداران» تبدیل شود. اینست که اکنون حذف رفسنجابی و کروبی آخوند و تحمیل احمدی نژاد پاسدار در نمایش انتخاباتی گذشتۀ ریاست جمهــوری بیشتر قابل فهــم می شود. اما با وجـــود این باید بیشتر صبر کرد، تا ماهیت جنگ قدرت و سرقت رؤسای نظام «شرک و استبداد و مادیت» روشن تر گردد. به امید اینکه ماهیت این نظام استبدادی و این نظام فاسد و مُتعفن و این نظام سارقان میلیاردی هرچه افشاء تر گردد و سرانجام زائل ومحو شود، و بجایش نظامی آزاد وسالم ومردمی قرار گیرد، که «جمهوری متحدۀ مردمی» بهترین شکل چنین نظام سیاسی برای ایران است.

ســازمان مـُـوَحِّدین آزادیخــواه ایــران

۶ جمادی الثانی ۱۴۲۹ - ۲۱ خرداد ۱۳۸۷


ادامه مطلب
  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 20:45  توسط کوثر  | 

 

                     

جواب سماء به زائر (مدافع نظام ولایت مطلقه):

قبل از هر چیز با توجه به اینکه شما اهل ولایت مطلقه و عامل نظام استبدادی ولایت مطلقه هستید و در مقابل همۀ مخالفین سیاسی و از جمله موحدین آزادیخواه به زور سلاح متوسل شده اید و همه را با زور اعدام و زندان و آواره سازی سرکوب و خفه کرده اید، نمی بایست به خود اجازۀ صحبت کردن را بدهید، زیرا کسی که کارش قلم شکنی و زبان بُری است نمی بایست حرف بزند و از قربانیان استبداد ســـؤال نماید. اما الحق مستبدین و عمالشان ذره ای شرم و حیاء ندارند، و همین است که علیرغم ارتکاب هر جنایت و قساوت و سرکوبگری، باز از موضع طلبکارانه صحبت می کنند؟!! اینست که ما از آقای زائر و این مدافع نظام جنایتکار ولایت مطلقه سؤال می کنیم: چرا موحدین آزادیخواه را به زور استبداد از وطن بیرون رانده اید؟ چرا مانع و صد فی سبیل الله در ایران هستید؟ چرا شبکۀ سماء را فیلتر و بسته اید؟ چرا قاتل خلیفۀ مسلمین را زیارتگاه نموده اید؟ چرا به نام اسلام بت پرستی و خرافه گری میکنید؟ چراعلی و فاطمه و امامان بی چاره را به مقام خدایی رسانده اید؟ چرا به زور سلاح، تشیع صفوی را بر مردم ایران تحمیل می کنید؟ چرا مردم ایران را مسلوب الاراده و از انتخابات آزاد محروم کرده اید؟ چرا مانع وجود مساجد اهل سنت در تهران و بسیاری از شهرها هستید؟ چرا تمام مردم را وادار می کنید که معتقد و ملتزم به ولایت مطلقۀ فقیه باشد و الا از هر حقی محروم می شوند؟ چرا آزادی بیان، آزادیهای سیاسی، آزادی تشکیل احزاب و حتی آزادی فرهنگی را از مردم سلب کرده اید؟ چرا نامهای صحابه و نامهای خلفای راشده را در ایران ممنوع کرده اید؟ آری، شما دشمن تمام مسلمین، دشمن مردم ایران، دشمن علی و فاطمه و فرزندان شان، دشمن مردم فلسطین و ملل اسلامی، یاران اصلی استعمار صهیونی و به گفتۀ صبحی طفیلی نگهبان صهاینه در شمال فلسطین، همکاران اصلی آمریکا و انگلیس در عراق و افغانستان، و بالاخره امید کفار غربی و خنجری در پشت مسلمین هستید. اما راه چاره اینست که شما مستبدین تن به آزادی و انتخابات آزاد و حضور نیروها و احزاب و جریانات متعدد بدهید و بنابر آن همۀ ایرانیان به وطن برگردند و ایرانیان داخل وطن نیز بتوانند ابراز موضع کنند و توان انتخاب پیدا نمایند. و بالاخره به مدافع نظام مستبد ولایت مطلقه میگوییم: بحث و مناقشه بین مستبدین و سرکوب شدگان و رانده شدگان و لِه شدگان معنایی نمیتواند داشته باشد. شما و دیگر مستبدین سرکوبگر در جهان اسلام، یا باید تن به مصالحه و آزادی بدهید و یا با کارنامه ای سیاه و ضد بشری سرنوشتی بهتر از مستبدین و جنایتکاران تاریخ نخواهید داشت. شما دم از فلسطین می زنید، اما فلسطینیان را لعنت می کنید؟! شما دم از اسلام می زنید، اما حتی قرآن را قبول ندارید و تدوین کنندگان آن را با پست ترین الفاظ انکار می کنید؟! شما از شیعه و شیعیان صحبت می کنید، اما دشمن مردم ایران هستید و آنها را سرکوب و خفه کرده اید.  سمـــاء - ۱۶ جمادی الأول ۱۴۲۹ - ۱ خرداد ۱۳۸۷


ادامه مطلب
  نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 3:21  توسط کوثر  | 

ارتجاع سازشکار بین عقاید سنتی و سیاست ماکیاولی؟!

ارتجاع سازشکار از طرفی دارای «عقائد خرافی ومطلقه» و از طرف دیگر دارای «سیاست معامله گری وماکیاولی» است. این جریانات خرافی مسلک وماکیاولی سیاست، عقائد خرافی و مطلقه شان، که ضد توحیدی و متکی به افسانه ها و روایات نسنجیده است، برای مردم بیچاره و عوام الناس، وسیاست وعمل ماکیاولی شان، که فاقد هر گونه اصول و فروع است، برای بازی با قدرتهای سیاسی و رسیدن به قدرت وحکومت است. این «سنتیهای ماکیاولی»، نام عقائدشان را احکام شرعی! و نام سیاست بازی ومعامله گری شان را سیاست روز! تبلیغ می کنند. اینست که اینها دین و عقائد خرافی و ظاهر خرافی ترشان در یک وادی و برای عوام مردم، و سیاست ماکیاولی و بی اصل و اصولشان در وادی دیگر و برای بازی و معامله گری با صاحبان قــدرت قرار میگیرد. واین عین ماکیاولیت و «ذات و فلسفۀ ماکیاولی» است!، و این روش آقای ماکیاول و شاگردان وفادارش در جریانات ارتجاع مذهبی است. اما اینکه این دین بازان وسیاست بازان واقعا «دارای چه ماهیتی» هستند، ومثلا دارای ماهیت ارتجاعی و خرافی هستند یا واقعا دارای ماهیت الحادی و مادی، این بستگی به ریشه های آنها دارد، و نیز این وابسته به سیر حرکت و تغییر و تحولاتی است که در جریان زد و بند و معامله گری در آنهــا روی داده است، و به تــاکید این جریانات عــوام فریب و بی اخـلاق، ربطی به دین توحیدی اســلام و روش های اخــلاقی آن ندارند و از اســلام و اســلامیت بسیـار دور و نسبت به انضبــاط دینــی (تقـــوی) بکلی بیگـــانه اند. و حرکتی میتواند «توحیدی و اسلامی و اخلاقی» بحساب آید که فکر و عقیده اش، توحیدی و اجتهادی و روشن اندیشانه و برای تغییر و تحولات فراگیر و سازنده و جهت رشد و نجات بشریت باشد، و سیاست وعمل وموضع گیری اش، از مبانی تـوحیدی و ارزشهای اخلاقی و آزادیخواهی تحول آفرین نشأت بگیرد و مترجم مبانی فکری و عقیدتی و اخلاقی باشد. به عبارت دیگــر، سیاست و عمل سیــاسی و روش سیـــاسی در میدان تــوحید و آزادی، ناشی از اصـــول فکــری و مبانی تـــوحیدی و ارزشهـای اخــلاقی و «ظرفی عملی» برای تحقق و تجلی آنهاست.

 ســــازمــان مـــــوحدين آزاديخــــواه ایــــران

  نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 23:28  توسط کوثر  | 

بســـم الله الرحمن الرحيم

اســـلام اجتهادى و اســلام سنتـــــــــى

اسلام اجتهادى، اسلام فهم و تلاش و ابتکار و حاصل روشن انديشى و آزاديخواهى است. اين اسلام، مايه گرفته از سر زندگى و نشاط و تحرک است و در پى حل مشکلات بشرى و جوامع اسلامى و مسلمين است. اسلام اجتهادى، اسلامی مُدوَن و آماده برای اجراء نيست و جزئياتش در قـرون ماضـى تشـريح و تطبيق نشده است، بلکه اين اسلام، اسلام فهم و تطبيق در زمان و مکان و اسلام حى و ناظر است، نه اسلام «اجتهاد در خلاء» و استخراج و تشريح شده براى ادواری که تفاوتهای اساسی با دورۀ حی و حاضر داشته است!، و نه اسلام براى مسائل و اموري که قرنهاست اصلا وجود و اثرى از آنها باقی نمانده است!! ، اسلام اجتهادى، اسلامى است که در زمـان و مکان تشريح و تطبيق مى شود، نه در عالم خیال و خرافات قرونی و عوالم اجنه و شیاطین؟! ، و اين لازمهٴ ضرورى اسلام حى و زنده و راهگشاست. اسلام اجتهادى، اسلام تاريخى و از کار افتاده و متکى به مذاهب تشريح شده براى قرن هاى دور و دراز نيست، بلکه اين اسـلام، اســلام دوره و زمان خود مي باشد، و مأخوذ از آيات قرآن و سنت مسلـم نبوى و قوانين علمى و عقل بشرى است، و قوانين خود را بر پایۀ اين مبانی اساسى تدوين مى کند، و در سايهٴ آنها مسائل و مشکلات زمانـهٴ خود را حل و فصل مینمايد. اين اسلام ، اسلام آزادى و درک و فهـم حى و زنده و اسلام جهــد و تعقــل و تفکر است، و چنين اسلامى، اسير فهم و فقـه هيچ کس و هيچ زمانى نيست، اما در عين حال براى فهم و فقه قدما و اسلاف خـود ارج و احترام قائل است و از آنها مى آموزد و تجربه کسب میکند. لکن اسلامیت سنتى، اسلامیت تنبلى و اسلامیت تکرار و تقليد آراء و نظریات «بشری» است، و اين اسلاميت، محصـول بی فکرى و بى مسئوليتى نسل های پی در پی و ناشى از رکود و انحطـاط مسلمين است. چنين اسلاميتى نه در پى فهـم واقعيات و حـل مشکلات مسلمین، بلکه بدنبال استمرار قيودات اجتماعى و حفظ عرف و عادات بي فايده و راکد کننده است. اسلاميت سنتى، بجـاى اینکه به قرآن و سنت مسلم نبوى و قوانين علمى و عقل بشرى تکیه نماید، به مکاتب فقه احکام و اجتهادات سپری شده اى متکى است که براى دوره و زمان معينى تدوين شده بودند، و کار اين اسلاميت، بجايى رسيده که حتى کمتر محتــاج آيات قــرآن است؟! ، اما مهمترين ويــژگى اسلاميت سنتى، ترسويى و انزوا طلبى است، چون توان مقــابله و صحنه دارى را ندارد و از مواجه شدن با افکار و عقايـد زمانه عاجز می باشد، و همين است که مخالف افکار و آرای حى و حاضر و راهگشاست و از تغيير و تحولات تــوحیدی و آزادیخواهانه وحشت دارد، و خاصتا از ابتکــارات و روشن انديشى اسلامی بسيار نگـران است، چونکه تـــرويج فکـر و فــرهنگ اجتهــادى و آزاديخواهانه را عامل زوال خود مى بيند، همچنانکه رکود و بی مسئوليتى و جهالت را مايهٴ بقـاى خود تلقى مي کند. بنابراين، اسلاميت سنتى در ذات خود مخالف تفکر و تعقل و راهگشایی است. ويژگی مهم ديگر اسلاميت سنتى، حاضر و آماده بودن آنست! ، اين اسلامیت که ١٢– ١٣ قرن است همهٴ جزئياتش تـدوين و آماده شده و تغيير و تحولات را هم به رسميت نمي شناسد، بدون تفکر و تعقل و ابتکارات به عمر قرونى خود ادامه می دهد، و حال به نسلهای کنونى رسيده است. بنابراین، اسلامیت سنتی، قرنهاست که بدون کم و کاست و بدون نقـد و بررسى نقل و تکرار ميشود و کلا راکد و بلا موضوع در عین حال مطلق و انتقادناپذیر گشته است، و بشری و شرک آمیز و خرافی بودنش درهمین مسئله نهفته است. البته به تاکيد جهـد و مسئوليت و تعقـل مجدد مسلمين نخواهد گذاشت که اسـلاميت سنتى و شرک آلود و غير تـوحيدى بيش از اين به حيات مطلقۀ خود ادا مه دهد، و حد اکثر میتواند در لایه های پایین جوامع اسلامی باقی بماند و توسط اقشار رشد نیافتۀ مسلمان استمرار یابد. و چه بجاست که داستان اين اسلاميت و مذاهب سنتی و از کار افتادۀ قرونی، از طرف مسلمين اجتهادى مختومه اعلام شود و جزو تاریخ مسلمین گردد، نه توسط کسان و جریاناتی که فرقی بین اسلام اجتهادی و اسلامیت سنتی قائل نیستد و فقط به ریشه کن سازی اسلام و مسلمین می اندیشند. آرى، جاى تبريک خواهد بود که فقه و فهم سنتى و قـرونى، و نيز توضيح المسائل هــاى آخونـدى و تکرارى و خرافى، از طرف مسلمين اجتهـادى و آزاديخواه مختومه اعلام شود، بنحوى که اسلام و مسلمين را وارد مرحلهٴ بهترى نمايد و آنها را حيات مجددى بخشد. چنین روزی در انتظار مسلمین است، اما غلبه بر سلطۀ استبداد و استعمار مقدمۀ آن روز است.

ســــازمــان مـــــوحدين آزاديخــــواه ایــــران

۲۲ جمــادی الاول ۱۴۲۵ - ۲۰ تیـــر  ۱۳۸۳

  نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 7:45  توسط کوثر  | 

ضرورت فضای نظری و فرهنگی و اخلاقی:

بشریت، نیازمند فضایی نظری و فرهنگی و اخلاقی برای زندگی و حرکت در طول زمان است، در حالیکه حیوانات، نیازمند چنین چیزی نیستند، و علاوه بر عقل و تعقل، این دومین تفاوت اساسی بین انسانها و حیوانات است، یعنی اینکه حیوانات بدون فضای نظری و فرهنگی و اخلاقی زندگی و حرکت میکنند، اما بنی آدم توان زندگی و تحرک در خلاء و خالی از یک ذهنیت و فرهنگ و اخلاق را ندارد، صرف نظر از اینکه این ذهنیت و فرهنگ و اخلاق، واقعی و صحیح یا خرافی و باطل باشد. اصلا امید بشریت در طول تاریخ زندگانی اش، نجات و رهایی در سایۀ یک فکر و فرهنگ آزادیبخش و اخلاقی ارزشی وسازنده بوده، و فکر و فرهنگ و اخلاق توحیدی نیز در رأس این امید و آرزوها بوده است، و ابنای بشریت غیر از این راه و چارۀ دیگری ندارد. چگونه انسان ها و جوامع بشری میتوانند به چیزی برسند و برای رسیدن به هدفی تلاش و فداکاری کنند، در حالی که  در رابطه با آن نه درک و فهم مشخصی دارند (فکر و نظر)، نه پیوند روحی و تاریخی و وجدانی خاصی در مورد آن پیدا می کنند (فرهنگ)، و نه التزام و عادتی میتواند در رابطه با آن در مردم بوجود آید (اخلاق)؟!!، چنین چیزی امکان ندارد. بنابر این، تبلیغات و هیاهوی غرب، جهت زدودن نظر و فــرهنگ و اخلاق، زیر نام ایدئولوژی زدایی، دعــوت به حیوانیت محسوب میشود، و هدف از آن، استقرار نظام حیوانی و خنثی سازی اسلام و اسلامیت در جوامع اسلامی، جهت پوچ و بی معنا سازی مسلمین، و برای تداوم و استمرار سلطۀ استعماری - استبدادی علم شده است. اما با توجه به اینکه چنین امری و چنین نظامی و چنین حیوانیتی ممکن نمیگردد، بیشتر یک عوام فریبی استعماری - استبدادی تلقی میشود. البته از اینهم رسواتر اینست که: در همان حال که چنین موضعی نسبت به فکر و فرهنگ و اخلاق توحیدی و مستقل و آزادیخواه گرفته میشود، اما تحمل نظرات و فرهنگ و اخلاق استعماری و استبداد پذیر، نزد استعمار و استبداد بسیار ممــدوح بوده و اصلا آن را می ستایند؟!! و حــرمت فکــر و فرهنگ و اخلاق استبــداد و استعمــار پذیر، زیرعنوان احتـرام به نظرات و اعراف وعادات دیگران، سند آشکار این فریبکاری و این روش استعماری - استبدادی است. و همینطور که: آزادی و مردمسالاری و کثرتگرایی و حقوق بشر و حقوق زنان و از این چیزها خوب است، اما به شرطی که اسلامی و مستقل و آزادیخواه نباشد و مانع تداوم سلطۀ استعمارگران نشود؟!

 

ســازمان مــوحدین آزادیخــواه ایــران

  نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 20:22  توسط کوثر  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

مُشرکین مُستبد و جنایت پیشه در جنگ با خُلفای راشدین؟!

سخنان احمدی نژاد رئیس جمهور نظام ولایت مطلقۀ مشرکین! به مناسبت وفات حضرت فاطمه!! دختر رسول و رهبر موحدین و مسلمین!!! سخنانی که مصداق واقعی و صریح «شرک تَجَسُّم» هستند، که صریح ترین نوع شرک است، و در آن، بت ها از حالت شفیع و واسطه بودن بین انسانهای خرافی خارج می شوند و مستقیما ذات خدا و عین او می گردند. در این رابطه به ســه پــایــۀ شــرک و بُـــت پــرستـــی مراجعه کنید. این رئیس نظام شــرک و استبـــداد و مــادیت، از ظلم به فاطمه صحبت می کند!! و طبعا منظورش از ظالمان همان خلفــــــای راشـــــدین است؟!!! ، اما اگر عمال نظام ولایت مطلقه و از جمله همین پاسدار لعنتچی، که در مراسمات عُمرکُشی بزرگ شده است، ذره ای شرم و حیاء داشتند و مصداق واقعی دجال و ابلیس نبودند، ماهیت نظام جنایتکار و استبدادی ولایت مطلقه و قاتل مردم ایران و مظهر شرک و استبداد و مادیت و سرکوب کنندۀ هفتاد میلیون ایرانی را با «نظام خلافت راشده» مقایسه می کردند. احمدی نژاد مُشرک و مُستبد و پاسدار جنایت پیشه از ظلم به فاطمه صحبت می کند!! ، احمدی نژادی که ایران را به زندان جوامع ایران و جهنم هفتاد میلیون ایرانی و قبرستان مسلمین تبدیل کرده است؟؟!! ، از «ظلم خلفای راشده» صحبت می کند!! ، خلفایی که دورۀ آنها در طول تاریخ هزار و چهار صد ساله «یک دورۀ بی نظیر» است و کسی در این رابطه اختلافی ندارد. آری، اگر احمدی نژاد ایمان داشت و مسلمان بود حتما از «عمر فاروق» تشکر می کرد که اسلام را به ایران رساند و تلاشهای مخلصانه ایشان را ارج می نهاد، چرا که در غیر این صورت دلیلی نبود که حالا نیز یک آتش پرست نباشد، هر چند که حالا نیز مشرک و مستبد است و از مسلمین و موحدین کینه ها به دل دارد و از اسلام فقط اسم آن را اخذ و حفظ کرده است. بله اگر احمدی نژادِ شیاد و خرافه باز و همۀ عمال لعنتچی ولایت مطلقه، به جز «تعمیم برحق مزرعۀ فدک» و نیز سخنان افسانه ای و بی قیمت دربارۀ علی و فاطمه، چیزی در چنته داشتند، می بایست آن را علیه خلفای راشده ارائه می دادند!! ، این در حالیست که نظام ولایت مطلقه «نمونۀ یک نظام واقعا جنایتکار و استبدادی» در چهارده قرن بعد از نظام خلافت راشده است. و ذیلا توجه خوانندگان را به این سخنان شرک آمیز و بغض آلود و بی شرمانه جلب می کنیم.

ســازمان مــوحدین آزادیخــواه ایــران

۱۵ جمادی الأول ۱۴۲۹ - ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۷



پايگاه اطلاع رساني رياست جمهوري اسلامي ايران

يکشنبه 29 ارديبهشت 1387 - 20:21 
رییس جمهور در جلسه هیات دولت:
حضرت زهرا(س) الگوي همة پيامبران، ائمه و صالحان است

رییس جمهور در آغاز جلسه عصر یکشنبه هيأت دولت، با تسلیت فرارسیدن سالروز شهادت حضرت زهراي اطهر(س) تصریح کرد: حضرت زهرا(س) الگوي همة پيامبران، ائمه و صالحان است.
دکتر محمود احمدی نژاد با بیان اینکه حضرت زهرا(س) تجلي خدا و اسماء الهي است و خدا خود را از طريق حضرت زهرا(س) به عالم معرفي مي‌كند، اظهارداشت: سرنوشت آفرينش به دست حضرت زهرا(س) است و هر اتفاقی كه در عالم مي افتد همه از ناحية ایشان است.
رییس جمهور با تاکید بر اینکه عالم، غمي سنگين‌تر از غم حضرت زهرا(س) را تحمل نكرده است، گفت: اوج شقاوت و پستي از آن كساني است كه به حضرت صدیقه طاهره (س) ظلم روا داشتند زیرا ايشان خلاصة همه هستي است.
دکتر احمدی نژاد خاطرنشان کرد: كسانی كه به ايشان ظلم کرده اند پيامبر، رسالت، امامت و حتي خدا را قبول ندارند؛ يعني ظلم به حضرت زهرا(س)، عين ظلم به خداست.
براساس این گزارش، تعدادی از پیشنهادهای دستگاه های اجرایی پس از بحث و بررسی به تصویب هیات دولت رسید.

نقل قول بدون دخل و تصرف و با ذکر منبع آزاد است
محل دایمی خبر
: http://www.President.ir/fa/?ArtID=9864
www.President.ir - www.GOVIR.ir - www.President.GOV.ir

 

  نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 19:36  توسط کوثر  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

شهید علي شريعتی

خداونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا

بـــه علمای مــا مسؤولیـت، و به عوام ما علــــــــــــم، و بــه دینداران ما دیــــــــن

و به مؤمنـان ما روشنـایی، و به روشنفكران ما ایمان، و به متعصبیـن ما فهـــــــم

و بـه فهمیدگـان ما تعـصــب، و به زنان ما شعـــــــــور، و به مردان ما شــــــــرف

و بــه پیـــران ما آگــــــاهی، و به جوانان ما اصــــالت، و به اساتید ما عقیــــــــده

و به دانشجویان ما نیزعقیـده، و به خفتگان ما بیـــداری، و به بیــداران مــا اراده

و بـه نشستگـان ما قیـــام، و به خاموشـان ما فریـــاد، و به نویسندگان ما تعهــــد

و بـه هنرمنــــــدان ما درد، و به شاعران ما شعــــور، و به محققـان ما هــــــــدف

و به مبلغــان ما حقیقـــت، و به حسودان ما شكـــاف، و به خودبینان ما انصـــاف

و بـه فحاشـــــان مـــا ادب، و به فرقه‌ های ما وحـدت، و به مردم مـا خود آگـاهـی

و به همۀ ملت همت تصمیم، و استعداد فداكـــــــاری، و شایستگی نجات و عــزت

ببخــــــــــــــش

 سازمان مُوَحِّدین آزادیخواه ایران

  نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 1:41  توسط کوثر  | 

 

ای کـــــــــــــــاش فقط مشـــــــــــــــرک بودید؟!

هاشمی رفسنجانی: «وقتی یك اهل سنت مطالب غلوآمیز را در كتب ما می ‌بیند و آنها را می ‌خواند ما را تكفیر می‌ کند و می‌ گوید كه ما مشركیم و ما بعضا این مطالب غلوآمیز را در كتاب‌هامان می ‌بینیم». این حد اقل اعتراف است، لکن این تنها یک اهل سنت نیست که شما را مشرک می داند، بلکه هر موحد مسلمانی و هر انسان آزاده و روشن اندیشی جز شرک و خرافه گری را به شما نسبت نمی دهد، اما ای کاش فقط مشرک بودید؟!  مادی وخودپرست نیز هستید، ولی از همه مصبت بارتر مستبدین حاکم هستید و به زور نظام ولایت مطلقه، شرک و مادیت را بر مردم تحمیل می کنید و صد فی سبیل الله و مانع توحید و اسلامیت می باشید. بگذریم ازادبیات کلا شـــرک آمیزتان که در همین متن استعمــال کرده اید، مثل «آیة الله» که آن را لقب آخــوندهای استبــدادی و خــرافه باز قرار داده اید، یا «أئمۀ اطهار» که به امامان مطلق شده نسبت میدهید. و درهمین راستا توجه هاشمی رفسنجانی و همۀ عمال استبدادی نظام ولایت مطلقه را به عناوین زیر از شرک بازی تشیع صفوی و متن «مشرکانۀ» آنها جلب می کنیم:

سازمان مُوَحِّدین آزادیخواه ایران


ادامه مطلب
  نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 2:39  توسط کوثر  | 

 

این آیات ازدواج است نه آیات مُتعه گری و فاحشه بازی

در تمام جهان اسلام و در میان ۹۰ در صد مسلمین، فحشای متعه (صیغه) حرام و ممنوع است و چیزی از این نوع فحشاء وجود ندارد. در ایران و در میان پیروان تشیع صفوی نیز، حقیقتا تنها افراد پست و بی آبرو و آنهایی که دنبال فاحشه گری هستند، تن به متعه بازی و صیغه گری میدهند، و گر نه این کدام انسان شریفی است که بخواهد دنبال دختران و زنان مردم بیفتد و در پی صیغه گری و متعه بازی با آنها باشد. یا این چه زن و دختری است که در مقابل یک مقــدار پول، چند ســاعت، یا یک شب و روز، یا یک مــاه! خود را بفروشد و تن و جسم خــود را در اختیار هوسبازان صیغه چی قرار دهد!!، به تاکید چنین اعمالی جز از اهل فحشاء و مردمان پست و بی شخصیت رخ نمیدهد. و حتی در بلاد غربی نیز این تنها مردمان پست و هرزه اند که تن فروشی میکنند و یا دنبال تن فروشان میروند.

سازمــــان مــــوحدین آزادیخــــواه ایــــران

 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 0:33  توسط کوثر  | 

 

عُمر هميشه «فاروق» کاريکاتورش نیز افشاگر تُقيه و نفاق بازی است

 آری؛ در صدر اسلام و برای اولین بار، این عمر ابن الخطاب بود  که صف مسلمین را از مشرکین و بت پرستان جدا و علنی ساخت، و لقب فاروق نیز بهمین خاطر به او نسبت داده شده است. بگذریم از این که تدوین و مشخص کردن قرآن نیز بنابر پیشنهاد و اصرار عمر متحقق گردید، کاری که الحق قرآن منـزل را برای همیشه زنده نگه داشت و مسلمین تا روز قیامت مدیون این کار اساسی و«مشخص کننده» هستند. همچنین عمر فاروق با توجه به اینکه معتقد بود که «روز هجرت» رسول و یارانش به مدینه، روز جدایی حق و باطل بود، در نتیجه این روز را مبدأ تاریخ مسلمین قرار داد، و بر این اساس تاریخ هجری – قمری تأسیس گردید. و امروزه هم، دشمنان عُمر فاروق (صرف نظر از اسم و نامشان) مثل سابق، با درپیش گرفتن روش خصومت و عداوت با این «عنصر کلیدی» و این پایه گذار خلافت انتخابی و تثبیت کنندۀ نظام اسلامی، ماهیت و محتوایشان به صحنه می آید، و با ابراز عداوت با عمر فاروق و خلیفۀ بنیانگذار و فاتح الفتوح مسلمین، اثبات میکنند که الحق دشمـن تـوحید و اسلامیت و خصم امت اسلامی هستند.

 

ســـــازمان مُوَحِّدین آزادیخواه ایران


ادامه مطلب
  نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:18  توسط کوثر  | 

 

چرا مسلمین توقف کردند و عقب ماندند؟!

موضوع اساسی «تأخر و انحطاط مسلمین» بیش از یک قرن است که مورد توجه متفکرین و علمای اسلام واقع شده و در این رابطه کتابها و مقالات زیادی به رشتۀ تحریر در آمده است، که از میان آنها می توان به کتاب امیر البیان شکیب ارسلان زیر عنوان: «لِماذا تأخّر المُسلمون و تَقدّم غیرَهُم» و کتاب ابوالحسن نَدوی تحت عنوان: «ماذا خَسِرَ العالم بِانحِطاط المُسلمین» اشاره نمود. اما این مسئله که آقای علی محمد ایزدی مطرح کرده و معتقد است که در قرن پنجم هجری، عامل توقف علوم و پیشرفت در میان مسلمین، توجه متوکل خلیفۀ عباسی به اهل نقل و حدیث بوده است، زیاد جای تکیه نیست، چرا که نه افکار و آرای معتزله و نه افکار و آرای اشاعــره ربط زیادی به علــوم طبیعی و پیشرفت و تــوقف آن نداشتند، و توقف مسلمین نیز نه یکباره و غیره منتظــره بوده و نه در سراسر جهان اسلام یکسان و همزمان بوده است، بگذریم از اینکه تبدیل نظریات معتزله به دین دولتی برای معتزلیان مصیبت بار گردید، نظریاتی که ماهیتا نیز برای اسلامیت خطرناک بودند و در حقیقت این دو عامل کار آنها را تقریبا برای همیشه خاتمه داد.

ســازمان مــوحدین آزادیخواه ایران


ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 20:54  توسط کوثر  | 

 

 

مـــاهيت و محتـــواى منـــابع و کتب اسلامى

بنابر اتفاق آراء و نظر همهٴ اطراف، قرآن منزل، منشاء و مصدر اسلاميت و تنها کتاب بدون نقص و عيب در دين توحيدى اسلام است. اين اتفاق آراء تصادفى نيست و بلکه ازعقيدهٴ توحيدى اسلام سرچشمه ميگيرد، و مبناى اين عقيدهٴ متفق نیز اينست که در دين توحيدى اسلام تنها الله بى نقص و عيب مي باشد، و علم و کتابى هم که بى نقص و عيب (کامل) باشد، تنها از وجود و ذات بى نقص و عيب و کامل الله صادر شدنى است. و اصلا توحيد که عبارتست از خلاصه کردن «صفات کامل ونامحدود» و«خلق خلقت وهستی» و «تشريع و قانونگذارى» در الله رب العالمين، به همين معناست. علاوه بر اين اصل بنيادى، نص صريح قرآن نيز تنها بر محفوظ ماندن اين وحى نهايى توحيدى تاکيد ميکند، آنجا که ميفرمايد: انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون (حجر- ٩): «به تاکيد ما خود قرآن را نازل و ارسال کرديم و خود نیز (از طريق ايجاد احساس مسئوليت در رسول الله و مسلمين مخلص و بوسيلهٴ ذهن و کتابت آنها) اکیدا حافظ و نگهدار آن خواهيم بود». حال اگر کسان و جهاتى خارج از اين «پايه و مبنا» فکر کنند و معتقد به غير از اين پايه و مبنا باشند، و مثلا معتقد باشند که به غير از الله و قرآن منزل، شخص يا کتاب بى نقص و کامل ديگرى وجود دارد، به تأکید از دايرهٴ تــوحيد خــارج مي شوند و در واقع منحــرف بحساب مي آيند. بنابر اين، در ديندارى اسلامى، قرآن اصل است، و عقيده و قانون توحيد مبنى و متکى به آيات قرآن است. و آنچه بعد از قرآن وجود دارد، در محدودۀ بشری قرار میگیرد، و ميدان شرح وتفصيل اسلاميت در زمانها و مکانهای مختلف، و ميدان عقل و فرهنگ بشرى، و نيز صحنۀ منافع و مخاوف و جعليات اوست، ميدانی که تاريخ چهارده قرنهٴ اسلامى قسمتهای ذيل را بوجود آورده است: قسمت اول «حدیث و سیرۀ نبوى» است، که منشاء دوم اسلامیت شده است، قسمت دوم «کتب و منابع اسلامى» است، که خطوط عقیدتی و مذهبی و روش های متنوع اسلامی را ایجاد کرده است، و قسمت سوم «عـرف و آداب جوامع اسلامى» است، که به مرور زمان جزو ديندارى اسلامى گشته و مظهر عملى اسلامیت شده است.

سازمـان موحـدين آزاديخــواه ايـران

٣٠ محرم ۱۴۲۷ - ١٠ اسفـند ۱۳۸۴


ادامه مطلب
  نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 0:52  توسط کوثر  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

بشر بريده از خود! و بريده از اصول انسانيت!!

بشر بريده ازخود، بشرى است که از خالق، از طبيعت، از اجتماع، از دين، از اخلاق، از خانواده، و خلاصه از انسانيت و انسان بودن بريده شده، و تبديل شده به حيوان اقتصادى و حيوان جنسى و حيوان ماکياولى و حيوان درنده و جنگ افروز و حيوان غارتگر و حيوان اشغالگر، و خلاصه حيوانى که زادهٴ ميمون است و منشاء و تکليف و آخرتى ندارد و موجودى بريده و رها شده و تصادفى ميباشد. اين موجود چون از هر چيزى و از همۀ ويژگى ها و روابط انسانى تهـى شده و از آن بريده است، با هيچ چيزی پيوند روحى و عاطفى ندارد، و همه چيز نزد او خشک و بیروح است. بگذریم از اینکه چنين موجودى اصلا معتقد به وجود روح و معنا نيست و عشق نزد او افسانه است!، او مانند يک حيوان ميخورد!، بدون آنکه خوراک را نعمت بداند!، بدون آنکه محل خوردن را برسميت بشناسد!!، و بدون اينکه به کسى تعـارف نمايد!!!، همچنين او مثل يک حيوان شهوت رانى مي کند، بدون اينکه محبت و عاطفه اى داشته باشد، و صرفا جنسيت خود را ارضاء ميکند!!، و براى او فرقى نمی کند که شهوترانى اش در خانه باشد يا در خيابان!!!، بدیهی است که مرگ چنين موجودى خيلى وحشتناک است، چرا که در غم چيزى نيست که آن را رها کند، جز اموال!، و کسى هم درغم او نيست که نابود میشود!!، اينست که بسيارى ازاين موجودات تهى شده و از خودبيگانه خودکشى میکنند!، و بعضیها نيز اموال ارثى شان را به سگهـا و گربه ها مى بخشند!! و بعدهم معمولا جسدشان سوزانده يا در گودالى انداخته ميشود!!!، چرا که قبرشان هم فاسد و تهى از معناست، و براى کسى نه خاطره انگيز است و نه مزه و معنايى دارد. اين نــوع انسان ها در همهٴ دنيا بوده و هستند و در طول تاريخ هم وجـود داشته اند، اما آنچه که وحشتناک است، فکــر و فرهنگى است که چنين انسان هايى را به وجود می آورد و علنا مروج بى معناسازى انسانهاست!!، و اين فکـر و فرهنگ، امـروزه در ماديـت و ماکياوليـت غـربى تجلى پيدا کرده وعملا منادى براندازى انسان و بى معناسازى او شده است!!، تا جايیکه حتى بشر غربى هـم ازاين وضع به تنگ آمده، و در آن بلاد، خودکشى به يک پديدۀ رايج تبديل شده است!!!، اينست که بايد دعا کرد و گفت: خدايا مخلوقات خود را که ميتوانند در اعلى عليين قرار گيرند، از اين سرنوشت شوم خارج فرما، خدايا فکر و فرهنگ مادى و ضد بشرى غرب را که حقا بشريت را به حيوانيت کشانده، و فکر و فرهنگى انسان برانداز است، محو و نابود گردان.

 سازمان موحدین آزادیخواه ایران

  نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 1:28  توسط کوثر  | 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمۀ غربی سازی: بازگشت به عمق جاهلیت!!

۱ ترویج اسامی بت ها و اله ها و پادشاهان و الفاظ مجهول و مظاهر شرک و خرافه پرستی، زیر عنوان اسامی قومی و ملی، و طرد و تصفیۀ هر اسم و اصطلاحی که به اسلام و مسلمین منتسب باشد و بوی اسلامیت بدهد. در رابطه با تقویم و تاریخ و اعیاد و مراسمات و روزهای تعطیلی نیز به همین صورت عمل می کنند، و در اینجا نیز حــذف و انکــار اسلامیت و آنچه منسوب اســلام و مسلمین است «اصل و اساس» قرار گرفته است.

۲ توسل به اسامی مجهول و اصطلاحات اقــوام و مللی که هزاران سال است که هیچ اثری از آنها باقی نمانده است، واسلام ستیزان غرب زده از فرط  ناچــاری و خاصتا بعد از کمونیسم و برای مقابله با اسلام، در پی زنده کردن و تحمیل نمودن آنها هستند، و طبعا هدف آنها از این باستان گرایی و قوم پرستی شرک آمیز، زوال اسلامیت و فرهنگ و ادبیات اسلامی، و مقدمه چینی برای حضور و رواج فرهنگ ادبیات غربی و صلیبی است، کاری که در سراسر جهان اسلام توسط استعمارگران و عمالشان به شدت دنبال میشود.

۳ این کارها و اقدامات خصمانه علیرغم این واقعیت صورت می گیرد که در تاریخ باستان هیچ نوع دولت قومی وجود نداشته، و هر نظام و حکومتی دارای ماهیتی امپراتوری و فراقومی بوده است. بگذریم از اینکه در عهد باستان کار ادبی و فرهنگی بسیار ابتدایی و نادر بوده، و در نتیجه هر آنچه از ادوار باستان بدست ما رسیده، دارای ماهیتی عام و فراقومی و مربوط به اقــوام مختلف می باشد، و حتی معلوم نیست که چه منشاء و ماهیتی دارد و از کجا آمده است، اما جهت اسلام ستیزی آن را به هر قومی که بخواهند نسبت می دهند.

۴ اسامی و اصطلاحات و ادبیات اسلامی، که دارای ماهیتی توحیدی و عالیترین معانی و سابقه ای هزار و چهارصد ساله است انکار میشود، اما اسامی و اصطلاحات و ادبیاتی شرک آمیز و مجهول و باستانی، که معلوم نیست از آن چه قوم و مللی بوده و نیز معلوم نیست که چقدر در تاریخ رواج داشته اند، بعنوان اسامی و اصطلاحات قومی و ملی ترویج می شوند، کاری که جز برای جلب رضایت اربابان استعماری صورت نمی گیرد و جز با زور و سلطۀ استبدادی مستقر نمی شود.

۵ در این کار استعماری - استبدادی، اصل اینست که اسمی یا اصطلاحی یا تاریخی یا خط و نوشته ای یا عید و مراسمی، اسلامی هست یا نیست، اگر اسلامی و منسوب به مسلمین باشد، طـرد و حـذف می شود، اما بعد از آن هر چه باشد و هر منشائی داشته باشد، مهم نیست و قابل قبول و محل پذیرش است، بدین صورت که اگر کهنه و فرسوده باشد، بعنوان امر و پدیده ای تاریخی و ریشه دار! تعریف و تبلیغ می شود، و اگر جدید و معاصر باشد، بعنوان امر و پدیده ای مترقی و نوین! به خورد مردم داده می شود.

 سازمان موحدین آزادیخواه ایران

  نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 0:13  توسط کوثر  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

جواب سؤالات خانم مینو دربارۀ احزاب و اسلام حقیقی و حقوق ادیان

خواهر عزیز، ما نمی دانیم که شما چه روش و منهجی دارید، اما اگر ما دیگران را نا صادق میدانیم، بجای یأس، باید خود به میدان آییم و صادقانه راه درست را نشان دهیم و مخلصانه خدمت نماییم، این سنت تاریخ است، و با کاسه و کوزه شکستن توی سر دیگران کاری حل نمی شود. آیا غیر از اینست که با مقصر تلقی کردن دیگری مشکلی حل نمی شود؟! آری، منتقدین همیشه باید جایگزینی داشته باشند و راه و روش جدیدی را ارائه دهند، و گرنه انتقادها و گلایه هاشان میشود درد دل! و دردی را دوا نمی کند، و همچنین نقد بدون راه حل، ناشی از بیچارگی و عدم تشخیص درمان می باشد. بالاخره باید راهگشایی کرد و از این وضع بیرون آمد و برای تغییر باید صحنه داری نمود.

سازمان موحدین آزادیخواه ایران

 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 20:39  توسط کوثر  | 

 

 

توضیحاتی نسبت به قضیۀ خلافت بشر در اسلام

 مسئلۀ خلافت الهی در رابطه با بشریت دو وجه و صورت دارد: یکی اینکه جنس بشر بعنوان خلیفة الله علم و اعلام می شود، کاری که مورد اعتراض ملائکه نیز قـرار می گیرد، زیرا با توجه به اینکه نسل بشر را اهل فساد و خونریزی تلقی کرده اند، او را لایق چنین مقامی ندیده اند، اما الله رب البشر به اعتراض آنها جــواب رد داده و اعلام می دارد که من چیزهایی می دانم که شما نمی دانید. وجه و صورت دوم خلیفة الهی مختص صالحان و متقیان است، بدین معنا که این تنها صالحان و متقیان و اهل حق وعدالت هستند که لیاقت و استحاق مقام خلافت الهی را پیدا میکنند، زیرا این آنها هستند که در ابعاد و میدانهای مختلف زندگی خداگونه میشوند و در زندگی فردی و اجتماعی و در میدان حاکمیت، حق و عدالت را اجراء و عملی میسازند.

 

 سازمان موحدین آزادیخواه ایران

۱۷ ربیع الثانی ۱۴۲۹۴ اردیبهشت ۱۳۸۷


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 1:14  توسط کوثر  | 

 

جواب سؤالات آقای مقدادی در بارۀ خلیج مسلمین:

در رسم نقشۀ ایران، نامگذاری خلیج و ارائۀ عنوان «خلیج مسلمین» جای توجه است. این نامگذاری، بیانگر واقعیت این خلیج است، زیرا در عمق بلاد اسلامی و در وسط جوامع اسلامی قرار دارد. عنوان خلیج مسلمین، درعین اینکه عامل وحدت بخشی بلاد مجاور وجوامع آنست، حامل پیام آزادسازی آن از اشغال دول استعمارگر غربی و بازگشتش بدست ملل مسلمان منطقه است. همۀ جوامع شمال و جنوب و شرق و غرب این خلیج (که از نظر نژادی و قومی، عرب و فارس و بلوچ هستند) مسلمان میباشند و اسلام پایۀ عقیدتی و فرهنگی مشترک آنهاست، و همه به این عنوان رأی میدهند. نامگذاری اماکن و امور مشترک با کلمات نژادی و قومی و هر چیز نزاع آفرین، هم نژادپرستی و قومگرایی، و هم عامل تنازع و تفرق مسلمیـن است، و چنیـن  کاری، خلاف اسـلامیت و نافی ارزشهای توحیدی و اسلامی است.

سازمان موحدین آزادیخواه ایران


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 0:6  توسط کوثر  | 
                                   

                                  

توضیحاتی در رابطه با نقد مواضع سماء نسبت به حدیث

اولا لازم است وقتی نقدی صورت می گیرد، خود نقد شده هم مشخصا ذکر شود، تا اوضاع خلط نشود، خاصتا وقتی که متون و نام صاحبان متن نیز در دسترس می باشد، و حتی نقد صورت گرفته به نقد شدگان نیز ارسال گردد، تا بلکه اصلاحی صورت پذیرد، کاری که متأسفانه ناقد ما چنین نکرده است، و حقیقتا چنین نقدهایی کمتر «مؤثر» واقع می شوند. 

                               ســـازمان مـــوحدين آزاديخـــواه ايـــران

                           ۱۵ ربیع الثانی ۱۴۲۹۲ اردیبهشت ۱۳۸۷


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 0:3  توسط کوثر  | 

 

موضع سماء نسبت به اعراف و آداب مسلمین

نظر سازمان موحدين آزاديخواه ايران در مورد اعراف و آدابی که بين مسلمين و جوامع اسلامى رواج دارند، و به مرور زمان جزو «دين و مذاهب» گشته اند، چنين می باشد:

١- اعراف و آدابی که متکى به قرآن منزل و سنن اصيل اسلامى و نبوى هستند، اما در طى زمان به اعراف و آداب مسلمين تبديل شده اند. چنين اعـراف و آدابی، جاى تقدير و لايق پرورش هستند و بايد ماهيت دينى و علل وجود و فايدهٴ آنها زنده شود و با تکيه بر اجتهاد در زمان و مکان استمرار يابند.

٢- اعراف و آدابی که اثرى از آنها در قرآن منزل و سنن اصيل اسلامى و نبوى به چشم نمي خورد و در عين حال در تضاد با روح و روش اسلاميت هستند و موانع ترقى و تکامل بحساب می آیند، و به عبارت ديگر «صد فی سبيل الله» مي باشند. اين بخش از اعراف و آداب، لايق زوال و نابودى هستند، و بايد در جهت محو آنها تلاشهای جدى بعمل آورد، و در راه روشن سازى اين اعراف و آداب خرافى و ضد توحيدی و اثبات مضر بودنشان و ترک و رهاسازيشان، مردم را يارى و بيدار کرده و با زدودن آنها راه  استقرار ارزشها و سنن توحيدى را هموار نمود.

٣- اعراف و آدابی که مثبت و ضرورى هستند، و در حقيقت در ميدان «مُباحات» جاى مي گيرند، یعنی هر طور اِعمال شوند صحيح است. اما در همان حال ممکن است مسلمين و جوامع اسلامى، بدليل عدم وجود نص و سندى موثق و فراگير، در رابطه با این مباحات اختلاف نظر داشته باشند، در آن صورت چه باید کرد؟ در آن صــورت و در رابطه با واقعيت و چگونگى اين اعــراف و آداب، که در طى زمان جزئياتشان هم جعل! شده است، سمــاء به «راه اکثريت» مي رود، و اصل را بر نظر و موضع اکثريت مسلمين قرار مي دهد و بر اساس «نظر و موضع اکثريت» عمل مي کند. و اين امور بيشتر در ميدان مراسمات و اَعياد و اَعمال عبادى و در بارۀ اجتهادات فقه احکام ظاهر می شوند، که در طى زمان تثبيت شده و عرف و عادت گشته اند. و تنها راه چاره و روش نتيجه بخش دربارهٴ «مُباحات» و جهت حفظ هماهنگى و يک پارچگى امت اسلامى و تحقق وحدت مسلمين، به «راه اکثريت رفتن» است، و براى اِعمال و اجراى آنها هر ملاک و معيار ديگرى مايهٴ تفرق و مناقشۀ بی نتیجه می شود.

                         سازمـــان مـــوحدین آزادیخـــواه ایـــران

 

  نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 22:33  توسط کوثر  | 

 

 

کـدام نقـد و بررسی: راهگشا یا مشکل آفرین!

کـار و فعالیت اصلی سماء شرح و تبیین مواضع توحیدی و آزادیخواهانه و ارائۀ اسلام اجتهادی و روشن اندیشانه است، و نقـد و بررسی افکار و اندیشه های دیگران و اعتراض به عقاید ومواضع جریانات و احزاب وسازمانها وشخصیتهای جدید و سنتی را به «اهل علم و اخلاق» و حد اکثر به وقت «لزوم و ضرورت» محـدود کرده است، چرا که سمــاء خـوب می داند که زبان نقد و بررسی ولو محتاط و محترمانه باشد، بازهم از شکـوه و گلایه نخـواهد رَست، و همین است که در اینهمه مطالب و بیان منتشر شده، کمتر به نقد و بررسی دیگران پرداخته شده و اکثرا «افکار و مواضع» سماء ارائه و تبیین شده است. در میدان نقد و بررسی دیگران، هر چند احتیاط و احتـرام به خرج داده شود، باز هــم آنچه مد نظر است و عبارتست از شکافتن ماهیت و محتــوای اندیشه ها و مــواضع عقیدتی – سیاسی، «حاصل» نمیشود، و منتقد به چیزهای دیگری متهم میشود و در نتیجه نقد و بررسی به بی راهه می رود. خوب وقتی که بخواهیم فکر و موضع کسانی را مطرح و بررسی نماییم، بعـد از احترام و احتیاط دیگر چه کاری می توانیم انجـام دهیم؟! بعـد از آن جز «چشم پوشی» از نقد و بررسی راهی باقی نمی ماند؟!، بنابر این، در میدان شکافتن اندیشه ها و شخصیت ها تنها میتوان افکار و مواضع و ماهیت کسانی را مورد نقد و بررسی قرار داد که اهل «علم و اخلاق» باشند و با نقد و بررسی خرد و خوار نشوند، و به عبارت دیگر می توانند از زیر «بار» نقد و برررسی بیرون بیایند. این «سنت سمـاء» است، و در داخل سماء نیز کسانی بیشتر نقد و بررسی و مورد اعتراض واقع می شوند که بیشتر «تحمل نقد» را داشته باشند. گرچه می دانیم که وقتی جریانات و شخصیتهای امروزی را نتوان نقد کرد، سخن از شکستن بُتهای قدیمی «بحث سر» است؟! وهمین است که نوسازی جامعه و تجدید اسلامیت تا حال میسر نشده و فضای رکود بر جریانات و شخصیتها حاکـم شده است. اینست که معمولا در رابطه با نقد و بررسی دیگران، یا روش سکوت در پیش گرفته میشود، و یا بعد از تراکم و غلظت اعتراضات، یکباره فریادهای خصمانه و مهار نشدنی به آسمان می رود. و اقبال لاهوری نیز درهمین رابطه میگوید: وقتی صحبت از «تغییر فقه احکام» به میان آید، جویبار خون براه می افتد! ، هر چند این سخن مربوط به زمان اقبال است و حالا وضع بهتر شده است. بر این اساس میخواهیم بگوییم که مثلا در مورد مسلمین اگر نقد و بررسی افکار و شخصیتها و جریانات امروزی ممکن نباشد و نتوان در رابطه با آنها صحبت کرد و نوشت، چگونه میتوان اسلام را مجددا ارائه داد و ائمۀ مذاهب و ائمۀ معصوم و خلفای راشده و احادیث جعلی و فقه سنتی و.... را نقد و بررسی و از آنها عبور نمود؟!!، بله میتوان چرایی چیزی را خواست، دلیل خواست، اسناد طلب کرد، اما اینکه جریانات و شخصیتها تابو و منطقۀ ممنوعه شوند و حتی نتوان با احترام هم چیزی دربارۀ آنها گفت و نوشت، در آن صورت بزحمت وضع سنتی و فرقه ای موجود طی میشود. این وضع در مورد قومی ها و لادینان و پیروان مذاهب و مسالک مختلفه نیز صدق میکند و آنها نیز بسیار راکد و نقد ناپذیر هستند، و هر نقـدی در رابطه با آنها و رهبران و رؤسایشان میتواند مشاکل و مسائل زیادی ایجاد نماید. آری؛ این خواست و آرزوی ماست که «هر کسی» و «هر مذهب و جریانی» و «هر حزب و سازمانی» نقدپذیر شود و نقد و بررسی را تحمل نماید، اما مگر میتوان واقعیات را انکار یا پنهان کرد؟! آیا غیر از اینست که هنوز باید احتیاط کرد و به هر کس و طرف و جریانی نپرداخت؟!، اما اهل توحید و آزادی باید حتی نقد محترمانۀ قرآن را و نقد و بررسی ارکان اسلام را نیز تحمل نمایند.

 

                           سازمــــان مـــوحدين آزاديخــواه ايــران 

  نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 19:16  توسط کوثر  | 

 

معيار روايتى احاديث و جايگزين شناخت سنجشى

اگر نظریه ای و اصول و علومی ارائه شود، اما در این نظریه و اصول و علوم، نوسازی و ابتکارات و اجتهادات صورت نگیرد، کارش رو به زوال و نابودی می نهد و عقب افتادن وعقب ماندگی اش قطعی می گردد، بنحوی که نظریۀ ارائه شده و اصول وعلوم راکد گشته و عقب مانده، در طی زمان جزو امور گذشته تلقی شده و  بعنوان چیزهای کهنه و مصرف شده بحساب می آیند و از قافلۀ حرکت و تکامل بشری عقب می مانند.

سازمــــان مـــوحدين آزاديخــواه ايــران

٢٧ رجــب ۱۴۲۷ - ٣٠ مــرداد ۱۳۸۵


ادامه مطلب
  نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 0:40  توسط کوثر  | 

 

      

 

زن در آيــــــــــــــــــات قــــــــــــــــــرآن

در قرآن مُنزَل در رابطه با زن و مسائل زنان بيش از جنس مرد و مسائل مردان بحث شده و آيات خيلى بيشترى دربارۀ آنها نازل شده است، تا جایی که سوره اى نیز به نام سورهٴ زنان (نساء) در قرآن آمده، که در آیات آن بسیاری از مسائل زنان طرح و مورد بررسی قرار گرفته و با توجه به آنها احکامی نیز در رابطه آنها صــادر شده است، و طبعـا این مسائل موجب برجستگى بيشتر زن و قضاياى او شده است. این در حالى است که هيچ سـوره اى به نام سورهٴ مردان (رجـال) در قرآن مبین نيامده است. اين برجستگى و اهميت به زن و مسائل زنان، ناشى از توجه بيشتر قرآن به زنان و مسائل آنها نيست، بلکه ناشى از پيچيدگى و گستردگى بيشتر قضاياى زنان و نشأت گرفته از مسائل تاريخى و اجتماعى و زناشويى و مسائل خاص زنانگى زنان در کل تاريخ و در اجتماع و خانواده می باشد، و گرنه موضع توحیدی قرآن نه اساس بر جنسیت و ذکر و انثی، و نیز نه بر مبنای نژاد و قومیت و حسب و نسب و فقر و غنی، بلکه روی میزان لیاقت و توانایی افراد بشری و التزام به موازین و معیارهای توحیدی و ارزشی قرار گرفته است.

ســـازمان مـــوحدين آزاديخـــواه ايـــران

۲۵ جمادى الاول ۱۴۲۲ - ۲۴ مرداد ١٣٨٠


ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 23:17  توسط کوثر  | 
                                     

 

طرح جداسازی اسلام و مسلمین از سیاست و حکومت و رهبری

برکناری و جداسازی اســلام از سیاست و حکــومت و رهبری، یعنی برکنــاری و جــداسازی مسلمین و جــوامع اســلامی از سیاست و حکـومت و رهبری، زیـرا مسلمین و جــوامع اسـلامی، حامـل فکر و عقیدۀ اسـلامی و اخـلاق و فرهنگ اســلامی و رفتار و عملکـرد اسـلامی هستند. بله میشود که چیزی را قبول کرد و چیزی را نقد کرد، امری را سنتی و امری را مترقی اعلام کرد، و بخشی از کار و فعالیت سماء نیز همین قبول و نقد و بررسی است.

                                سازمـــان مـــوحدین آزادیخـــواه ایـــران

۱۲ شـــــوال ۱۴۲۸ - ۱ آبــــــان ۱۳۸۶


ادامه مطلب
  نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 20:18  توسط کوثر  | 

 

جبهۀ تاریخی و جهان گستر استعمـار و استبــداد علیه اسلام و مسلمین

از روزی که ندای توحیدی: «قولوا لا اله الا الله تفلحوا» توسط محمد مصطفی«ص» سر داده شد، جبهۀ جنگـی مستبدین و امپراتـوران هــم گشوده شد، و اولین سرکــردگان این جبهۀ جنگی «ابوجهــل» و «ابوسفیــان» بودند، و در زمـانۀ ما نیز استعمارگران جهانخوار واستبداد دست نشانده، که ادامه دهندگان راه و روش ابوجهل و ابوسفیان هستند، رهبری این جبهۀ جنگی را بدست گـرفته اند. اما علیرغم کراهت کفار و مشرکین تاریک اندیش و سلطه گر، دین توحیدی اسلام در اولین قدم، به رهبری محمد مصطفی«ص» و در سایۀ فداکاریهای مجاهدین مسلمان، توانست بر شرارت کفر و استبداد در جزیرة العرب فائق آید و این جزیرة را به مرکز رسالت توحیدی اسلام مبدل سازد.

                           سازمــان موحــدین آزادیخــواه ایــران


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 5:41  توسط کوثر  | 

راه و منهــــج تــــوحیدی و زنــــدگی بخش سمــــاء

راه و منهج توحیدی سماء یک راه و منهج نوین توحیدی و یک جنبش و حرکت آزادیبخش و اجتهادی است، و سمــاء برای پیشتازی در عصر حاضر به صحنه آمده است، و «دینداری اسلامی» را برای «دنیاداری اسلامی» ارائه و عرضه می دارد. ما در سماء فرقی بین «زندگی دنیـوی و زندگی اُخـروی» قائل نیستیم و به هر دوی آنها عشق می ورزیم و هر دو را عطا و بخشش رب العالمین تلقی میکنیم، الا اینکه زندگی اخروی بهتر و ابدی است. آری، زندگی این دنیا آنقـدر خوب و زیباست که حتی نعمت ها و زیبایی های اُخروی درقرآن منزل هم به نعمت ها و زیبایی های همین دنیا تشبیه شده اند. سماء میخواهد که از اسلامیت سنتی و از فرقه گری تاریخی و مصرف شده، به اسلام اجتهادی و روشن اندیشانه و «زنـدگی بخش» نائل شویم و اسلامیت سنتی را همراه با فرقه هایش پشت سر بگـذاریم. سمـاء می خـواهد در سایۀ دنیاداری اسـلامی «بهتـرین روش زندگی» را به بشـریت نشان دهد، نه اینکه مـردم را به «تــرک دنیا» یا بی علاقگی به «زندگی» دعوت نماید، و از دیدگاه سماء، فداء کردن زندگی در راه تحقق توحید و آزادی، بزرگترین فداکاری بشری است، و همین است که قربان توحید و آزادی در ادیبات و فرهنگ اسلامی شهید خوانده می شود. و ما موحدین آزادیخواه معتقدیم که تنها راه و منهج تـوحید و آزادی، که آزادیبخش و زندگی آفرین است، لایق آنست که زندگی انسان ها فدایش گردد، و طبعا این «درک و فهم» را از قرآن منزل اخذ و دریافت کرده ایم. بنابراین، بین «موحدین آزادیخواه» و جریانات سنتی اسلامی فرقها وجود دارد، همانطورکه بین مسلمانان اجتهادی و روشن اندیش ومسلمانان سنتی وفرقه ای این فرقها وجداییها عیان و آشکار است. خلاصه، کار و تلاش موحدین آزادیخواه جهت «عبور از فرقه گری و عبور از اسلام سنتی و وصول به اسلام اجتهادی و اسلام در زمان و مکان است»، که درآن و در میدان قانونگذاری مبنی بر اجتهاد راهگشا چهارمنبع اساسی وجود دارد، که عبارتند از: «قرآن منزل»، «قانونهای علمی»، «سنت مُسٌلم نبوی»، و «عقل بشری». و این مصادر چهارگانه با تکیۀ بر اجتهـاد «زنده و راهگشا» و در «زمان و مکـان» و در «عصر و زمان» به اجراء در می آیند و جامۀ عمل می پوشد. و تحقق آیات زیر خــواست و آرزوی سمــاء است: أَلا إِنَّ أَوْلِيَاء اللّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ (۶۲) الَّذِينَ آمَنُواْ وَكَانُواْ يَتَّقُونَ (۶۳) لَهُمُ الْبُشْرَى فِي الْحَياةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ لاَ تَبْدِيلَ لِكَلِمَاتِ اللّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (۶۴): «همانا به تأکيد بر ياران و پيروان دين الله (دين اسلام) نه خوفى وارد است و نه اندوهناک و نگرانند. همان کسانی که مؤمن اند و اهل تقوى و انضباط دينى هستند. بشارت باد بر آنها در حيات و زندگى دنيا و در روز آخرت. در کلمات الله (وعـده هايش) تبديل و تغييرى وجود ندارد و قطعى هستند. اين بشارت و مژدهٴ الهی، پيروزى عظيمى براى اهل ايمان و تقوى و انضباط دينى میباشد (يونس: ۶٢ - ۶٣ - ۶۴). بنابراین، نتیجۀ تحقق این آیات چنین ست: اولا خوف و ترس و اضطراب حاکم بر جوامع بشری تبدیل به اطمینان و آرامش و آسایش انسانها می گردد. ثانیا حیات دنیوی در سایۀ حاکمیت تقوی و انضباط دینی مستحق مژدۀ الهی گشته و پیام آور زندگی خوش و خرم دنیا میشود. ثالثا در آخرت نیز با توجه به زندگی دینی دنیوی، انسان ها مورد رضای الله بوده و بهشت جاویدان آن مأوای نهایی آنها خواهد بود. رابعا قرآن منزل این کلمات و وعده ها را حتمی اعلام داشته و رسیدن به این نتایج را پیروزی بزرگ برای بشریت تلقی کرده است.

                             سازمان موحدین آزادیخواه ایران

  نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 1:52  توسط کوثر  | 

 

سازمـــان مـــوحدین آزادیخـــواه ایـــران

(مـــــــــــــأخوذ از قـــــــــــــانون سازمان موحدین آزادیخواه ایران – سمـــــــــــــاء)

مصـادر اجتهادات سـازمان موحدين آزاديخواه ايران (سمـاء)، قـرآن مُنزَل (١)، قانونهاى علمى (٢)، سُنت مُسَلّم نبـوی)، و عقل بشـرى (۴) هستند، و سمـاء با تکيه بر اين چهار مصدر، قوانين خود را تدوين و اهداف توحيدى و آزاديخواهانه را ترسيم مينمايد.

                      سازمـــان مـــوحدین آزادیخـــواه ایـــران   


ادامه مطلب
  نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 5:10  توسط کوثر  | 

اســــــــــــــــــتبداد اجتمــــــــــــــــــاعی

استبداد اجتماعی عبارتست از «خودسری» و «انتقاد ناپذیری» و «عدم تحمل قوانین» از طرف مردم و اقشار و افــراد آن و نیز «تعصبات اجتماعی» که وجود «تعـدد عقاید و آرای مختلف» را امکان ناپذیر می سازد. و چنین اجتماعی و اقشار و افراد آن در هر موضعی قرار گیرند، چه در خانواده، چه در بازار و کسابت، چه در سمتهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و..... دارای رفتاری مستبدانه خواهند بود، و هر نظامی و با هر نامی از آنها تشکیل شود، مــاهیت و مُحتـوایش حتما استبدادی خواهد بود. و همین است که در جوامع عقب مانده و تربیت نشدۀ ما تغییر نظام های استبدادی راه به آزادی و مردمسالاری و کثرتگرایی نمی برد، و قیامهای ضد استبــدادی و تغییر نظام های جبار و جنایتکار، تنها منجر به سقـــوط یک نظام استبدادی و جایگزینی نظام استبــدادی دیگر خواهد شد، امری که به کرات شاهد آن بوده ایم و سقوط نظامهای استبدادی در ایران و عراق و افغانستان و جایگزینی نظام های استبدادی دیگر در آنها شــاهد این مـــدعاست. بگذریم از دخالت استعمارگران برای بقای نظامهای استبدادی و دست نشانده، جهت استمرار سلطه گری و غارتگری، و تداوم عقب ماندگی و ویرانگی ممالک و جوامع درحال تخریب و درمانده ای که اسیر عملکرد خود و سلطۀ دشمنان شان هستند. بنابراین، درچنین وضعیتی و با داشتن چنین اجتماعی، راه چاره و نجات، زدن به ریشۀ استبداد و عوامل مُوَجٌد استبداد و مقابله با نظام استبدادی است. اما در ایــن میــان، تغییر فرهنگ استبداد زدۀ اجتماع و خودسری و نقد ناپذیری اقشار و افرادی که سازندۀ اجتماع هستند، در صدر کــار و مبــارزه برای رسیدن به آزادی و برقراری تنوع و تعددیت قرار می گیرد. البته مبارزه و فعالیت برای آزادسازی فرهنگ اجتماعی، با موانع بزرگ و اساسی روبرو می شود، و استبداد سیاسی (حکومتی) و قدرتهای استعماری (سلطه گران خارجی) در صدر این موانع بزرگ و اساسی قرار دارند، هر چند مدافعان وضع موجود و استبداد زده هم، که منافع نامشروع خود را در تداوم آن می بینند، بسادگی تسلیم آزاد شدن اجتماع و رشد و تحول آن نخواهند شد، و در نتیجه تحقق این امر یعنی آزادسازی فرهنگ اجتماعی بسیار مشکل می باشد، و از همین روست که رشد و نجات بشریت بعد از قرنها و قرون متمادی و خاصتا در منطقۀ اسلامی بعد از چهارده قرن اسلامیت هنوز متحقق نشده است. لکن با وجود همۀ اینها نباید مأیوس و غافل شد و بنابر وظیفه باید از هر فرصتی که پیش آید استفاده شود، تا راه رشد و نجـات بشریت هموار گردد و عبــور از استبــداد اجتماعی و استبــداد سیاسی و رهایی از سلطۀ استعمارگران میسر شود.

      •  سازمـــان مـــوحدین آزادیخـــواه ایـــران
  نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 2:6  توسط کوثر  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

سؤالات و انتقادات آقای محمد و دیگران: نوروز مسلمین، اسلام اجتهادی، اتحاد و تفرق اسلامی، رابطۀ دین و سیاست، صراط های مستقیم، آزادی و کثرت گرایی، قبض و بسط شریعت و بسط تجربه نبوی

نــــــــــــــوروز مسلمین:

الف – مثال قرآنی اِحیای طبیعت و شکوفایی مجدد گیاهان در فصل بهار برای اثبات احیاء و زنده شدن بشریت در روز قیامت و برای اثبات یکی از اصول دین توحیدی اسلام است و بسیار عــام و فــراگیر است،

ســـازمان مـــوحدين آزاديخـــواه ايـــران


ادامه مطلب
  نوشته شده در  سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 23:33  توسط کوثر  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

بى ریشــــــــــــــگی و آوارگى زنــان

«در عرف سنتى و روابط خونى، براى زنان: خانهٴ پدرى، خانهٴ رفتن، و خانهٴ شوهرى، خانـهٴ بيگانگان است، و خود زن هـم فاقد خانمان است؟!»

نظام و عرف سنتى و مُبتنى بر اصالت خون، ذاتا تبعيض آفرين است، و دورى و نزديکى در آن بر پايهٴ خون و درجات آن استوار است. در اين فضاى کهنه و خونمدار و خرافى ، که در جــوامع به اصطلاح اسلامی نیز مثل سایر جــوامع سنتی و خونمدار و خرافی، قرنهاست مستقر و پا برجاست، اين خون و درجات آن و ميزان غلظت آنست که ملاک خــودى و بيگــانه را تعيين می نماید! ، و «عقيــده و ليــاقت و عمل» در پاى خون و رتبهٴ خون و روابط خونى قربانى مي شوند. اما روابــط تبعيض آميز خونى، که جزو ذات نظام خونمدار و خرافاتى و شرک آمیز است، قبل از هر چيز

سازمـان موحدين آزاديخـواه ايـران


ادامه مطلب
  نوشته شده در  سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 2:5  توسط کوثر  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

جبهۀ تاریخی و جهان گستر استعمـار و استبــداد علیه اسلام و مسلمین

از روزی که ندای توحیدی: «قولوا لا اله الا الله تفلحوا» توسط محمد مصطفی«ص» سر داده شد، جبهۀ جنگـی مستبدین و امپراتـوران هــم گشوده شد، و اولین سرکــردگان این جبهۀ جنگی «ابوجهــل» و «ابوسفیــان» بودند، و در زمـانۀ ما نیز استعمارگران جهانخوار واستبداد دست نشانده، که ادامه دهندگان راه و روش ابوجهل و ابوسفیان هستند، رهبری این جبهۀ جنگی را بدست گـرفته اند. اما علیرغم کراهت کفار و مشرکین تاریک اندیش و سلطه گر، دین توحیدی اسلام در اولین قدم، به رهبری محمد مصطفی«ص» و در سایۀ فداکاریهای مجاهدین مسلمان، توانست بر شرارت کفر و استبداد در جزیرة العرب فائق آید و

سازمــان موحــدین آزادیخــواه ایــران


ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 19:51  توسط کوثر  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM